موطن ادمی تنها در قلب کسانی است که دوستمان دارند... زنـــــدگی قصـــه تلخیســـت کــــه از آغازش بـــس کـــه آزردم چــــــشم بـــه پــایــان دارمــ اي به داد من رسيده تو روزهاي خود شكستن اي چراغ مهربوني تو شبهاي وحشت من اي تبلور حقيقت توي لحظههاي ترديد تو شب رو از من گرفتي تو من رو دادي به خورشيد اگه باشي يا نباشي براي من تكيهگاهي براي من كه غريبم تو رفيقي جونپناهي ياور هميشه مؤمن تو برو سفر سلامت غم من نخور كه دوريت براي من شده عادت ناجي عاطفه من شعرم از تو جون گرفته رگ خشك بودن من از تن تو خون گرفته اگه مديون تو باشم اگه از تو باشه جونم قدر اون لحظه نداره كه من رو دادي نشونم قدر اون لحظه نداره كه من رو دادي نشونم وقتي شب، شب سفر بود توي كوچههاي وحشت وقتي همسايه كسي بود واسه بردنم به ظلمت وقتي هر ثانيه شب طپش هراس من بود وقتي زخم خنجر دوست بهترين لباس من بود تو با دست مهربوني به تنم مرهم كشيدي برام از روشني گفتي پرده شب رو دريدي ياور هميشه مؤمن تو برو سفر سلامت غم من نخور كه دوري براي من شده عادت اي طلوع اولين دوست اي رفيق آخر من به سلامت سفرت خوش اي يگانه ياور من مقصدت هرجا كه باشه هر جاي دنيا كه باشي اون ور مرز شقايق پشت لحظهها كه باشي خاطرت باشه كه قلبت سپر بلاي من بود تنها دست تو رفيق دست بيرياي من بود ياور هميشه مؤمن تو برو سفر سلامت غم من نخور كه دوري براي من شده عادت در این زمانه بی های و هوی لال پرست و من چهـ عاشــــقانهـ مے پرستـَمـ چـه زیبا! گفتم دوستت دارمـــــــ ! چه صادقانه پذیرفتیـــــــــ ! چـه فریبنده ! آغــوشم برایت باز شــد ! چه ابلهانه! با تو خوش بودمــــــــــ ! چـه كودكانه ! همه چیزم شدیـــــــــــ ! چه زود ! به خاطره یك كلمه مرا ترك كردیــــــــ ! چـه ناجوانمردانه ! نیازمندت شدمــــــــ ! چه حقیرانه! واژه غریبه خداحافظی به من آمــد! چـه بیرحمانه! مـن ســوختمــــــــــ .... ... 1.غريبه قلب من نازک تر از چینی تنهایی سهراب است به نگاهی تلخ میشکند. و عشق را کنار تیرک راهبند تازیانه میزنند آن که بر در میکوبد شباهنگام به کشتن چراغ آمده است با کنده و ساتوری خون آلود کباب قناری بر آتش سوسن و یاس شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد ابلیس پیروز مست رو به تو سجده می کنم دری به کعبه باز نیست به هر طرف نظر کنم نماز من نماز نیست زخم نمی زنی به من که مبتلاترم کنی قلب من از صدای تو چه عاشقانه کوک شد عذاب می کشم ولی عذاب من گناه نیست قلب من از صدای تو چه عاشقانه کوک شد عذاب می کشم ولی عذاب من گناه نیست . نرو زیبا رفتنت واسه دلم ضرر داره وقتی باد آروم آروم موتو نوازش می کنه طبیعت وجودتو انقدر ستایش می کنه وقتی که یواشکی خواب به سراغ تو میاد برای داشتن چشمای تو خواهش می کنه این همه عاشق داری ، چطور حسودی نکنم؟ این همه عاشق داری ، چطور حسودی نکنم؟ وقتی شب فقط میاد برای خوابیدن تو خورشید از خواب پا می شه تنها واسه دیدن تو وقتی که چشمه حریصه برای لمس تن تو یا که پیچک آرزوشه بشه پیراهن تو این همه عاشق داری ، چطور حسودی نکنم؟ این همه عاشق داری ، چطور حسودی نکنم؟ وقتی هر پرنده به عشق تو پرواز می کنه عشق تو حتی طبیعتو هوس باز می کنه وقتی تو قلب خدا این همه جا هست واسه تو چرخ گردون واسه تو گردشو آغاز می کنه این همه عاشق داری ، چطور حسودی نکنم؟ ای همه عاشق داری ، چطور حسودی نکنم؟! تقدیم به ... از غمت اشک نریزم تو بگو پس چه کنم / آتش قلب خود را با چه خاموش کنم مطمئن باش که مهرت نرود از دل من / مگر آن روز که در خاک شود منزل من . . . با فلانی جور نشد باهم باشیم. همه چیز تموم شده است از نظر بنده. خدا کنه این مشکلم که بعضی از دوستان در جریان هستند حل بشه ما هم ی نفس راحتی بکشیم. گر ز ازردن من هست غرض مردن من.... مردم آزار مکش از پی آزردن من. کاش درکم کنه... کاش... کاش... کاش... بوی باران بوی سبزه بوی خاک
دوستش بداری وَ برایش چای بریزی ...
گاهی وقت ها دلت می خواهد یکی را صدا کنی ،
بگویی سلام، می آیی قدم بزنیم؟
گاهی وقت ها ، دلت می خواهد یکی را ببینی ،
... گاهی وقت ها ...
آدم چه چیزهایِ ساده ای را ندارد ...!
اگه مديون تو باشم اگه از تو باشه جونم![]()
خوشا به حال کلاغان قیل وقال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را
برای این همه ناباور خیال پرست
به شب نشینی خرچنگهای مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلال پرست
رسیده ها چه غریب و نچیده میافتند
به پای هرزعلفهای باغ کال پرست
رسیدم به کاملی که جز انل حق نیست
کمال دار برای منه کمال پرست
هنوز زنده ام و زنده بودنم خواریست
به چشم تنگی مردم زوال پرست
همیشه شایعه و انعکاسهای همیشه
شیوع پچ پچها و تماشای همیشه
دلی شکنجه شد وغرق خون به گوشه ای افتاد
دوباره سینه به سینه هراسهای همیشه
ندیدی یکی هم در این محله همینک
شبیهه سازی مرگو قیاسهای همیشه
چه سوژه ای چه نگاهی چه حس زاویه داری
و خلق یک اثر و اقتباسهای همیشه
کسی به تسلیتم یک دقیقه لال نشد
چقدر بی کسم ای سرشناسای همیشه.jpg)
تمامـِ آن لحظهـ هآیے
رآ کهـ بهــ نـــــــآم میـخوانمـَتـــ !
و تو بآ جآنـَمــــ گفتنـهآیـَتـــ
مرآ بیــــخود کنے از خـــود...
2.همراه
3.دشمن
4.همكلاسي
5.پدر مادر
6.هم اتاقي
7.همسر
8.معلم
9.دوست
10.بهترين دوست
11.همزاد
12.عشق
13.داداش
14.فرزند
15 بهترين كست
16.كسي ك واسش ميميري
17.دوست ساده
18.كسي ك بيشتراز همه دوسش داري
دلت را میپویند " مبادا شعلهای در آن نهان باشد"
روزگار غریبیست نازنین
روزگار غریبیست نازنین
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
روزگار غریبیست نازنین
روزگار غریبی ست نازنین
و در این بنبست کج و پیچ سرما
آتش را به سوختوار سرود و شعر فروزان میدارند
به اندیشیدن خطر مکن روزگار غریبیست
آنک قصابانند بر گذرگاهها مستقر
سور عزای ما را بر سفره نشسته است
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد.
بس که طواف کردمت مرا به حج نیاز نیست
مرا به بند می کشی از این رهاترم کنی
از همه توبه می کنم بلکه تو باورم کنی
تمام پرسه های من کنار تو سلوک شد
وقتی شکنجه گر تویی شکنجه اشتباه نیست
تمام پرسه های من کنار تو سلوک شد
وقتی شکنجه گر تویی شکنجه اشتباه نیست
اونورا آدم بد فراوونه ، خطر داره
سایه روشن چشات داد می زنه می خوای بری
شب ناز مژه هات علامت سفر داره
نرو زیبا همیشه وحشت من از این بوده
که یکی یه جایی به چشمای تو نظر داره
تو مراقب تمام لحظه هامی ، می دونی
نباشی هر کی تو دستاش ، دو سه تا تبر داره
منم این دیارو ، این آدما رو دوس ندارم
ولی هر چی که باشه دنا داره ، خزر داره
نرو زیبا ، لااقل به خاطر پسرکی
که یه دل از همه عاشقا دیونه تر داره
تو بمون حتی اگه مال کس دیگه بشی
بودنت رو خط به خط زندگیم اثر داره
نرو زیبا بسمه هر چی که پیشم نبودی
به خدا این پسرک یه قلب در به در داره
می ری اونجا چه کنی دل منو بسوزونی ؟
یگی مشکل توا ، عاشقی دردسر داره
نرو زیبا به خدا از این دیوونه تر می شم
واسه اون چشمای تو تفاوتی اگر داره
تو فقط نمی دونی چه قدر دوست دارم همین
خدا اما شاید از این عاشقی خبر داره
نرو زیبا هستی پسرک عاشقت اینه
یه دل و یه زیبا و یه دنیا چشم تر داره
تو نباشی می میرم ، اما چی گفتم مردنم
واسه ی تو و خیالات فرقی ام مگر داره ؟
زندگی سازیه که ما همه کوکش می کنیم
زیر داره ، بالا داره ، پایین داره ، زبر داره
گاهی تلخه ، مث جام شوکرانه رفتنت
گاهی ام مثل خیال موندنت شکر داره
بال پرواز ندارم اما بری باهات میام
دل واسه بودن با تو ، هزار تا بال و پر داره
اینو گفتم که نری ، باز ولی با خودت بگی
جایی نیس این پسره دس از سر ما برداره

شاخههای شسته باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بیـــــــــد
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمهها و دشتها
خوش به حال لالهها و سبزهها
خوش به حال غنچههای نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
ای دل من گرچه دراین روزگار
جامه رنگین نمیپوشی به کام
باده رنگین نمینوشی ز جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن مِی که میباید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
تنها چند خاطره..
و
تنها چند لحظه...
زندگی یعنی همین، نگاهی به یک عکس ساده.

حال، با این وجود زندگی خود را چگونه خواهیم گذراند؟
| ::.صــٍـدایـ عـشقـ.:: |






